مدت ها بود که می خواستم بنویسم ولی جور نمی شد.
امروز 28 ژوئن هست. 9 روز پیش، بالاخره بعد از دو هفته تاخیر نامه پذیرش تیلبرگ رسید. باید نا 1 جولای نامه را امضا کنم و برای دانشگاه بفرستم. و برای اداره ویزای دانشگاه هم تا همان روز مدارک لازم رو میل بزنم تا برای ویزا اقدام کنند.
احتمالا تا چند روز آینده به هر دو میل می زنم و با تشکر از هر دو عذرخواهی می کنم و برای ادامه تحصیل در رشته مطلوبم منتظر نتایج کنکور کارشناسی ارشد می مانم.
اکثر کسانی که از تصمیم من مطلع می شوند، بعد از اظهار تعجب و کمی هم شماتت ضمن غیرعقلانی دانستن آن، سعی می کنند من را از ماندن در ایران منصرف کنند ولی به نتیجه خاصی نمی رسند.
همان طور که تصمیم من برای اپلای کردن در رشته اقتصاد از لیسانس برق برای دانشگاه های اروپایی کمی عجیب و خلاف عرف بود، تصمیم ماندن بعد از پذیرش گرفتن هم تا حدود زیادی خلاف عرف هست.
ژوئن 30, 2008 در t 5:44 ق.ظ |
عرف نه، عقل.
جولای 9, 2008 در t 6:46 ب.ظ |
هيچ كس از دنبال كردن آرزوهاي دلش پشيمون نميشه اميدوارم هر جا هستي خوش باشي
جولای 11, 2008 در t 5:50 ب.ظ |
ba tavajjoh be shenakhti ke azat daram aslan ham ta’ajjob nakardam =)) sexy!
جولای 23, 2008 در t 10:41 ب.ظ |
من معنی “در این برهوت دیگر گونه چشم اندازی می طلبد” را نمی فهمم. منظورتان “این برهوت دیگر گونه چشم اندازی می طلبد” یا “در این برهوت دیگر گونه چشم اندازی نیاز است” یا چیزی از این دست نیست؟
جولای 27, 2008 در t 9:52 ق.ظ |
به رها:راستش منظور خاصی ندارم. فقط یه شعر هست. که خب الان کامل تر شد. منظور همونی هست که الان نوشتم. فکر کنم شاعرش بتونه دقیق به سئوال شما جواب بده:D!